تبلیغات
شعر - مناجات
شعر

مناجات

شنبه 10 اسفند 1387

 گاه گاهی تنها،

بی صدا و آرام

در دل تنهایی شب می گریم

و خدا را به مدد می جویم، با صدایی خسته

با همان بغض قدیمی به گلو

با همان اشک که در خم ابروی دو چشمم جاری است

بی گمان می دانی،

 که چه در این دل افسرده ء من می گذرد

از ازل تا به ابد می گویی: ( اٌدعو نی )

و صدایت چقدر نزدیک است

پشت این پنجره باشد یا نه،

همه در گوش من است

باز در دل تنهایی شب ها چه شده؟

نسترن پشت به من کرد و شقایق خوابید

کوچه ء سبز دلان آبی ،

چه شده تاریک است؟

من که عشقم خلوت شب ها بود

چه شده می ترسم؟

و خدایا چه شده؟

با من قهر مکن

              " نیما-د "




فهرست وبلاگ

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

صفحات جانبی

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

Google

در كل اینترنت
در وبلاگ


uni-damavand.mihanblog.com